محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
819
آثار عجم ( فارسى )
عاملى وجيه ، مدرّسى ديگر در آنجاست . و اين فقير در سوابق ايّام ، در اين مدرسه ، تحصيل و تدريس مىنمودم ، متعلّما و معلّما . بالجمله ، جناب صاحب ديوان ، در عرض سال ، مواجب و جيره ، به خادم اين مدرسه و علوفه « 1 » به دواب آبكش مىرسانيدند ؛ تا طلّاب بيچاره ، اگركه بىنانند ، آب داشته باشند . يك دو سال است آن را موقوف فرموده ؛ خداوندش رحمت كناد كه بر طلّاب دينيّه ، رحمت آرد و مقرّرى متروكه را برقرار دارد . بيرون مدرسه ، نزديك درب آن ، آبانبارى است متعلّق به مدرسه ؛ و آبى مخصوص دارد كه در آن جارى است . مدرسهء قوام ( 120 ) : در محلّهء بال كفت ؛ از تمام مدرسهها آبادتر و منظّمتر است ؛ اطرافش حجرات ؛ و تالارى باشكوه با چهار گوشواره دارد ؛ كتيبههايى به خطوط جليّه ، دور تا به دور آن ، بر روى كاشيها نوشتهاند و در فضايش ، حوضى بزرگ است . اين مدرسه را مرحوم حاجى ميرزا على اكبر قوام الملك در سنهء 1270 ساخته و موقوفاتى بر آن نهاده ، تا از آن تعزيهدارى كنند و در ليالى مخصوصه ، به فقرا و مساكين ، طعام دهند . توليت آن چون به جناب صاحب ديوان مذكور است ، در غيبت خود از شيراز ، نظم و نسق آن را به دست هر كس صلاح داند ، از اشخاص باكفايت دهد ؛ در اين اوقات ، امر و نهى املاك موقوفه ، به جناب بيان الملك است . اعتراض : از نام و نسب اين مرد بزرگ نخواهم گذشت : خوشتر آن باشد كه سرّ دلبران * گفته آيد در حديث ديگران جناب بيان الملك ( 121 ) : ميرزا عبد الوّهاب ، ابن جناب جلالتمآب ، ميرزا محمّد رضاى بيان الدّوله است كه مولد و منشأش ، آشتيان « 2 » است . اجدادشان همه از علماى آنجا [ 497 f ] بوده [ اند ] . بيان الدّولهء مذكور ، در عهد شباب ، در آشتيان و آذربايجان تحصيل فرموده ؛ در تفسير احاديث و اخبار ، قدرتى يافته ؛ سپس به دار الخلافهء طهران آمده ، داراى امتيازات دولتى شده و جزء وزراى آنجا گرديده . گاهى از طبع متين و فكر رزين ، اشعارى شيرين مىفرمايد و « دانش » تخلّص مىنمايد . اين مطلع قصيده را از او به خاطر دارم :
--> ( 1 ) . علوفه : به فتح اوّل ؛ هر چه كه ستور آن را بخورد . ( 2 ) . از توابع قم است ، به مسافت 14 فرسنگ دور از آن ، واقع در سمت ما بين قبله و مغربش ؛ و اين بلد ، سردسير است .